دخترک هر روز کنار مغازه به عروسک ویترین ساعتها خیره می شد
دخترک زیر لب زمزمه می کرد کاش این عروسک مال من بود
دخترک پولی یرای خرید عروسک نداشت و هر روز عاشقانه تر به عروسک نگاه می کرد
تا شاید روزی توان خریدش را داشته باشد و عروسک مال او شود
روزی از روزها که دخترک محو تماشای عروسک رویاهایش بود
ناگهان کسی آمد و آن عروسک را خرید و از ویترین اسباب بازی فروشی برد
تمام رویاهای دخترک نقش بر آب شد ، دخترک اشک ریزان به اسلحه ای که در ویترین بود خیره شد
چقد زیبا تو قالب این جمله ها نشست این ماجرا
اوهوم
آخیییییییییییییییی










آپتون عالی بود
تشکر
مینا جووون؟ میدونی خوشحالی من از چی بود؟
نمیدونی چقد ذوق مرگ شده بودم که صداتو میشنوم من فقط وقتی از حرف زدن با کسی خوشحال باشم اونطوری الکی میخندم
من میخواستم بیام... ولی هیچکدوم از بچه ها نمیومدن که من باهاشون بیام... تازشم خواهرم گفته بود فرداش میخوایم بریم محلمون به زهره هم گفتم
وگرنه خودمم خیلی دلم میخواس بیام و از نزدیک ببینمت... راستی من الآنا کم میرم یاهو... همین الآن میگردم و چن تا عکس پیدا میکنم از تو گوشیم و کامپیوتر و واست میفرستم... بازم شرمنده
منم همین طوری بودم راستش



ممنون
اشکال نداره همین که صداتو شنیدم یه دنیا ارزش داشت
آخی!حیوونی
اوهووووووووووووووووم
جدای
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم
و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم
ممنون زیبا بود
خیلى قشنگ بود راست میگى ما آ دما اگر به چیزى که میخوایم نرسیم یا ازکسى ناراحت بشیم تلافى میکنیم اونم به بدترین حالت آ فرین به اشاره ات
اوهوم

کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند
تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند
سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانونهایمان یک دم رعایت می شدند
اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب
کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند
گاهی از غم می شود ویران دلم
کاشکی دلها همه مردانه قسمت میشدند
ممنون آقا حبیب
akheeyyyyyyyyy
...
با افتخار لینکتون کردم
سلام مینا
دخترک چه گناه داره
آخییییییییییییییی
سلام
اوهووووووووووووم
اسلحه؟اسلحه می خواست چی کار؟نکنه میخواست مغز اون خریدار پولدارو بترکونه؟اسلحه دست بچه ندیا...جیزه!
باشه سعی میکنم اگه یه موقع خواستم برای تو کادو بخرم برات اسلحه نخرم که اسلحه برای بچه جیززززززززززززه

ایینه ها دچار فراموشی اند ونام تو ورد زبان کوچه ی خاموشی امشب تکلیف
پنجره بی چشم های باز تو روشن نیست…!
قیصر امین پور
...
تا دست به قلم میبَرَم سراغِ تو را میگیرند کلمات. چه بنویسم؟
...
آرزوی من ماندن اوست ... اما ...
خدایــا اگر آرزوی او رفتن من است ؛ آرزوی او را برآورده کن !
من دیگر آرزویی ندارم ...
اوخییییییییییی
بسیار زیبا بود ممنون
” سکوت “
خطرناکتر از حرفهای نیشدار است
کسی که سکوت میکند ،
روزی
” سرنوشت “
حرفهایش را به شما خواهد گفت
بسیار زیبا بود آقا حبیب ممنون
سلام
ممنون بازم عالی بود
سلام
قابل نداشت
ممنون از حضورتون
linket kardam mina joooooooooooooooooooooooon





متشکر سمیرای عزیزم
وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمون داره توله سگ…
چه صدایی داره کثافت …
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف کارش خیلی درسته…
دوستت دارم وحشتنـــــاک…
وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛
برو شازده…؟
چی میگی بامعرفت …؟
آخه آدم حســـابی…؟
چطوری آی کیو…؟
به به استاد معظــــم…؟
کجایی با مرام…؟
آقای محترم…؟
برو دکتـــر برو…؟
ممنون که بهم سرزدی ابجی
باتبادل لینک مواقی؟؟؟؟؟
سلام
خخخخخخخخخخخخ
بسیار جالب بود
من کوتاه ترشو شنیده بودم
با افتخار لینکیدمت
بعله حالا شنیدی ام ب روت نمی اوردی ابجی...
منم لینکوندمت
متشکر
mc abji mamnoon
Manam kheyli khosh halam.az in be bad bishtar say mikonam basham
...
ghalebe jadidet mobarak mina jon kheyli ghashange


ممنون
قابل نداره :دی